
دیده دریای اشک ماتم اوست
دل بهشت مبارک غم اوست
هر مه نو که سر زند ز افق
گوئیا اوّلین محرّم، اوست
قرص خورشید بر فراز سپهر
نقطه ای از کتاب ماتم اوست
از دو عالم گذشتم و دل من
پر زنان گرمِ سیر عالم اوست
هر که بی او بهشت میطلبد
هر کجا رو کند جهنّم اوست
محفل گرم اولیای خداست
هر کجا سایه ای زپرچم اوست
کشتۀ راه کشته ای گردم
که خداوند صاحب دم، اوست
سایه بر آفتاب حشر زند
سر هر کس که خاک مقدم اوست
در حریم وصال حق با خویش
هر که نامحرم است محرم اوست
دو جهان را به درهمی نخرد
عاشق صادقی که دَرهم اوست
همه شب یا زخم های تنش
گریه باید که اشک مرهم اوست
یافتم ره از آن بکعبۀ دل
که دو چشمم همیشه زمزم اوست
دار عشقش زدار جنّت به
به خدا این یقین «میثم» اوست

|
بریز آب روان اَسماء، ولى آهسته آهسته |
|
به جسم اطهر زهراء، ولى آهسته آهسته |
|
ببین بشکسته پهلویش ، سیه گردیده بازویش |
|
به ریز آب روان رویش ، ولى آهسته آهسته |
|
بُوَد خون جارى اى اسماء هنوز از سینه زهراء |
|
بنالم زین مصیبت ها، ولى آهسته آهسته |
|
حسن اى نور چشمانم ،حسین اى راحت جانم |
|
بیائید اى عزیزانم ،ولى آهسته آهسته |
|
همه خواب و علىّ بیدار، سرش بنهاده بردیوار |
|
بگرید با دل خونبار، ولى آهسته آهسته |
|
روم شب ها سراغ او، به قبر بى چراغ او |
|
بگریم از فراق او، ولى آهسته آهسته |
|
سینه اى کز معرفت گنجینه اسرار بود |
|
کى سزاوار فشار آن در و دیوار بود |
|
طور سینا تجلّى مشعلى از نور شد |
|
سینه سیناى وحدت ، مشتعل از نار بود |
|
آن که کردى ماه تابان پیش او پهلو تهى |
|
از کجا، پهلوى او را تاب آن آزار بود |
|
گردش گردون دون بین ، کز جفاى سامرى |
|
نقطه پرگار وحدت ، مرکز مسمار بود |
|
صورتش نیلى شد از سیلى که چون سیل سیاه |
|
روى گیتى زین مصیبت تا قیامت تار بود |

برای رسیدن به کربلا ، یک مرز بیشتر نیست ، از خود که گذشتی به کربلا رسیده ای ، آن روز که از خود گذشتی مسافر کربلایی، و آن روز که به خود رسیدی ، زائر کربلا
....

غریبونه میخونه حیدرازغم های تو
توی دستاش میگیره سردی دستای تو
دانلود با نوای
حاج محمود کریمی