نوای کربلا

نوای کربلا

شعر و دانلود مداحی و تصاویر مذهبی - نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار حسین ...
نوای کربلا

نوای کربلا

شعر و دانلود مداحی و تصاویر مذهبی - نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار حسین ...

چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس


چشم ها غرق تماشا، که نیامد عباس
نگران بر لب دریا،که نیامد عباس


اشک ها همسفر آه، در آن لحظه ی تلخ
خسته از دیدن صحرا که ، نیامد عباس


کودکان منتظر او که مگر برگردد
آه از این شوق تماشا، که نیامد عباس؟!


بانگی از دور که در حنجره زخمی دارد
می کند فاش سخن را: که نیامد عباس


کودکی از دل خیمه، به پدر می گوید:
تو ندیدیش؟ بگو،یا که نیامد عباس!

 

 

گوشه ی این قفس گرفتارم،شور پرواز در سرم دارم


چشمهای خرابه روشن شد،السلام علیک سر،بابا

 می پرد پلک زخمیم از شوق،ذوق کرده است این قدر بابا

 

در فضای سیاه دلتنگی،چشمهایم سفید شد از داغ

 سوختم،ساختم بدون تو،خشک شد چشم من به در بابا

 

این سفر را چگونه طی کردی؟،با شتاب آمدی تنت جا ماند

 گاه با پای نیزه می رفتی،گاه گاهی به پای سر بابا

 

از نگاهم گدازه می ریزد،اشک نه خون تازه می ریزد

 سینه آتشفشانی از داغ است،دخترت کوه خون جگر بابا

 

گوشه ی این قفس گرفتارم،شور پرواز در سرم دارم

 تکه ای آسمان اگر باشد،قدر یک مشت بال و پر بابا

 

شعله ور شد کبوتر بوسه،سوخته شاخه ی لبان تو

 خیزران از لبان شیرینت،قند دزدیده یا شکر بابا؟

 

شام سر تا به پا همه چشمند،قد و بالای من تماشا شد

 من شهید نگاه می باشم،کشته ی این همه نظر بابا

 

دارم از داغ کوچه می گویم،باغ آتش بهشت پهلویم

 با تمام وجود حس کردم،مادرت را به پشت در بابا

 

قدری آغوش عمه پوشیدم،کاش می مردم و نمی دیدم

 یا که معجر بده همین حالا،یا که امشب مرا ببر بابا

 

عمه در قحط غیرت یک مرد،بین طوفان سنگ و زخم و درد

 خم به ابروش هم نمی آورد،شیر زن بود شیر نر بابا

 

طعنه ها قد کمانی اش کردند،تیر شد در نگاهشان هر بار

 تا به من خیره شد نگاه سنگ،سینه ی او شده سپر بابا

 

نه از این بیشتر نمی خواهم،تا که سربار خواهرت باشم

 جان عمه نرو بدون من،قصه ی من رسیده سر بابا  

معبر آسمان


پاشید خون حنجر او تا بر آسمان

شد محو در نگاه علی اصغر آسمان

در گیر و دار واقعه حس می کند هنوز

خود را ، مگر چه دیده از آن حنجر آسمان

در خاک و خون تپید اگر چند پیکرش

شد غرق در شکوه علی اکبر آسمان

خود را به صخره های جنون می زند هنوز

در سوگ این دو تازه گل پرپر آسمان

در اضطراب واقعه همشانه زمین

درمانده است و خسته و ناباور آسمان

آن ابرهای تشنه گناهی نداشتند

جز جوش خون چه داشته در ساغر آسمان

غیر از دریغ خوردن و از غم شکافتن

دیگر چه فکر داشت مگر در سر آسمان

آنک به خون تپید امامی که بوده است

او را به بارگاه خدا معبر آسمان

زینب میان دشت روان است و دیده است

مانند او به صبر و توان کمتر آسمان

در ماتم حسین چه توفان که می کنند

چشمان اشک بار ملایک در آسمان

 

تاریخ شرح واقعه را جار می زند

در پیچ کوچه های جنون زار می زند



"یادت باشه یه بار بهم مادر نگفتی

مواظب باش عزیزم از رو نی نیفتی"

شهید خط مقدم فقط اباالفضل است

نوای سینه به هر دم فقط اباالفضل است 
یگانه صاحب پرچم فقط اباالفضل است 

رعیت‌اند همه خلق و پادشاه است او 
بدان که مالک ما هم فقط اباالفضل است 

کسی که زینب کبری به او قسم می‌خورد 
یقین بدان که در عالم فقط اباالفضل است 

کسی که برد غم او نگاه زینب را 
میان هاله‌ای از غم فقط اباالفضل است 

در آن مکان که دو دست بریده افتاده 
نوشته صاحب زمزم فقط اباالفضل است 

زچشم پاره او می‌توان چنین فهمید 
به چشم فاطمه محرم فقط اباالفضل است 

میان آن همه عاشق که جان فدا کردند 
شهید خط مقدم فقط اباالفضل است