
تاسوعا…..
امروزتاسوعابود
درکربلاغوغابود
برکودکان تشنه لب
نوحه کنان زهرابود
پرپرزبی آبی بود
گلهای باغ مصطفی
ششماهه اصغرازعطش
شدناله اش اندرسما
ای باغبان تشنه لب
فکری برای آب کن
این بلبلان تشنه را
باجرعه ای سیراب کن
اما نداردباغبان
راهی به آن آب روان
راه شریعه بسته شد
باحکم جلاد زمان
عمروبن حجاج لعین
مامورگشته برفرات
بهرحسین و یاوران
گشته حرام آب حیات
بستند برآل نبی
راه فرات وآب را
بشنوزخیمه نالۀ
آن اصغربی تاب را
گو یدسکینه باعمو
ازتشنگی وازعطش
آبی بیاوربهرما
که شیرخواره کرده غش
سقاکنارعلقمه
خودتشنه لب گشته شهید
دستش جدافرقش دوتا
ازظلم یاران یزید
اصغردرآغوش پدر
تیری به حلقومش رسیدلب
تشنه لب آن شیرین زبان
دردست باباشدشهید
درعصرعاشوراحسین
اندرمیان قتلگاه
گفتاکمی آبم بده
ای شمردون روسیاه
امانداداوجرعه ای
آب روان برآن امام
ای باقری شدتشنه لب
شاه شهیدان والسلام
ای تشنه لب حسین حسین اندرتعب حسین حسین
ای بی کفن حسین حسین صدپاره تن حسین حسین
مولای من حسین حسین آقای من حسین حسین
حسین حسین حسین حسین

قاسم روانه شدسوی میدان
بهرحمایت ازدین وقرآن
اونوجوانی چون غنچه گل
درگلشن دین مانند سنبل
یارحسین درکرببلاشد
قربانی دین درآن مناشد
شمشیررابرگردن حمایل
اوچون حسین درشکل وشمایل
چون شدروانه اوسوی میدان
اعدابدیدند آن ماه تابان
گفتندباشداین بدرکامل
به به چه زیباشکل وشمایل
گفتندباشداین بدرکامل
به به چه زیبا به به چه خوشکل
اوحمله میکردچون شیرغران
میزدسرودست ازآن لعینان
چون کشته هایش بسیارگردید
دشمن زغصه بیمارگردید
یک شیربچه اینسان سرودست
ازآن لعینان بسیاربشکست
ناگه فتاداودردام صیاد
شمشیری ازکین برفرقش افتاد
نقش زمین شدسروصنوبر
اندرعزاشدآل پیمبر
گفتاعموجان میرس بدادم
کزضربت کین ازپافتادم
آمدعمویش آن دم به میدان
گفتا کجایی،قاسم،عموجان
قاسم صدازدجانم فداشد
پامال سم این اسبها شد
آمدعمویش آندم کنارش
قاسم بدید و آن حال زارش
گفتا درآندم ای قاسم من
این حالت تو سخت است برمن
رفتی تو ورفت تاب وتوانم
ای قاسم من روح وروانم
شدآل هاشم اینک برایت
جمله سیه پوش اندرعزایت
گیرید ماتم ای آل هاشم
ازظلم دشمن شدکشته قاسم

اگر تو را نداشتم، بدان خدا نداشتم
آری خدا نداشتم، اگر تو را نداشتم
نبود اگر کرامتت، نبود اگر طبابتت
هزار درد داشتم ولی دوا نداشتم
به نام تو خدا صفا به زندگیم داده است
بدون نام تو در این جهان صفا نداشتم
نوای من علی علی،صدای من علی علی
بدون این علی علی،خدا خدا نداشتم
سنگ شدم طلا شدم،شاه شدم گدا شدم
چه می شدم اگر علی مرتضی نداشتم
اگر نبود زادگاه تو قسم به فاطمه
این همه سمت کعبه هم برو بیا نداشتم
من اسمه دوا علی و ذکره شفا علی
کمیل تو اگر نبود به لب دعا نداشتم
نبودی یا علی اگر، حسن نبود و هم حسین
بدون تو مدینه و کرب و بلا نداشتم
علی اکبر لطیفیان

دیشب مدینه بودیم و میگفتی و میخندیدم
لالائی هات تو گوشمه رو دستت آروم خوابیدم
بابا نگو خواب میدیدم
دیشب داداش علیم اومد به روی دستام بوسه زد
میگفت عزیزم از سفر برات النگو خریدم
وای بازم خواب میدیدم
دیشب دیدم که عمه جون با قاسم اومد خونمون
میگفت برات یه چادر خوشگل گلدار بریدم
بابا اینم خواب میدیدم
دیشب میون دفترم برای داداش اصغرم
عکس عموم رو با علم کنار دریا کشیدم
نگو بازم خواب میدیدم
یه شب جا موندم از همه به روی دست فاطمه
چشام میرفت که خواب بره با سیلی از خواب پریدم
کاشکی اینم خواب میدیدم