-
حسینیه خدا
11 فروردین 1390 16:02
از عرش ، از میان حسینیهء خدا آمد صدای نالهء « حی علی العزاء » جمع ملائکه همه گریان شدند و بعد گفتند تسلیت همه بر ساحت خدا جبریل بال خدمت خود را گشود و گفت : " یا رب اجازه هست ، شوم فرش این عزا " آدم ز جنت آمد و ناله کنان نشست در بزم استجابت بی قید هر دعا او که هزار بار به گریه نشسته بود یک یا حسین گفت و همان...
-
ای آن که در عزای تو آدم گریسته
11 فروردین 1390 15:58
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA ای آن که در عزای تو آدم گریسته از داغ تو پیمبر خاتم گریسته بر پاره های پیکرت ای کشتی نجات ارواح انبیا همه با هم گریسته زینب به قتلگاه و ره کوفه تابه شام با قامت شکسته در این غم گریسته ترشد زمین ز اشک ملائک به سوگ تو در آسمان فرشته دمادم گریسته لب تشنه تا شهید شدی بر لب...
-
ای خلیلانه رفته از عرفات
11 فروردین 1390 15:56
ای خلیلانه رفته از عرفات ای کلیمانه خوانده تا میقات ای ذبیح گذشته از زمزم تشنه کامِ ذبیح، پای فرات ای مسیحای رفته بر سرِ دار ای اشارت شونده در تورات یوسفِ چاکْ چاک پیراهن بویت از مصر رفته تا شامات خطّ جامت گذشته از بغداد خطّت از خون نوشت آن خطّاط ای بلاکش ترین بلا گردان عاشقان صورت تواَند و تو ذات اشهد انت شاهدن و...
-
تو کیستی که جهان تشنه زلالی توست
11 فروردین 1390 15:52
تو کیستی که جهان تشنه زلالی توست بهار عاطفه مرهون خشکسالی توست شب زمانه که مقهور بامدادان باد شکیب خاطرش از خون لایزالی توست ز قصه عطشت چشم عالمی گریان هزار چشمه جوشنده در حوالی توست تو ـ ماه من ـ به کدامین ظلامهات کشتند که پشت پیر فلک تا ابد هلالی توست نوید نقش تو را کس به حجم آینهها حکایت همه از صورت خیالی توست چه...
-
جبرئیل سوخته بال
11 فروردین 1390 15:49
ایـــن اشــــکها بـه پای شما آتشم زدند شکـــر خـــدا بـــرای شـــمــا آتشم زدند مـــن جبـــرئیـــل ســوختـه بالم، نگاه کن معـــراج چشـــمهای شـــمــا آتشم زدند ســـر تا به پا خلیل گلستان نشین شدم هـــر جـــا که درعـــزای شـما آتشم زدند از آن طــــرف مــدینه و هیزم، از این طرف بــــا داغ کـــربلـــای شـــمــا آتشـم...
-
تا ابد جلوه گه حق و حقیقت سر توست
11 فروردین 1390 15:45
تا ابد جلوه گه حق و حقیقت سر توست معنی مکتب تفویض علی اکبر توست ای حسینی که تویی مظهر ایات خدای این صفت از پدر وجد تو درجوهر توست درس مردانگی عباس به عالم اموخت زآنکه شد مست از آن باده که در ساغرتوست طفل شش ماهه تبسم نکند پس چه کند انکه بر مرگ زند خنده علی اصغر توست ایکه در کرب وبلا بی کس ویاورگشتی چشم بگشا وببین خلق...
-
خون می شوند از جگر داغ ، ناله ها
11 فروردین 1390 15:43
خون می شوند از جگر داغ ، ناله ها وقتی که زخم می چکد از باغ لاله ها خورشید ها به رنگ شفق در غروب خون مهتاب ها اسیر کبودی هاله ها بی تاب شیر خواره خود مادران اشک دلتنگ از فراق پدر ها ، سه ساله ها وقتی که پلک گریه شان زخم می شود باران لاله می چکد از چشم ژاله ها بر روی نیزه ها که چنین عطر سیب سرخ با بوی دود می وزد از این...
-
دلم به یادتو ای دوست خلوتی دارد
11 فروردین 1390 15:32
دلم به یادتو ای دوست خلوتی دارد در این سکـوت غـم بی نهایتی دارد نسیم یاد تو بر باغ جان صفا بخشد حسین نام توبردن چه لذتی دارد اگر که بغض گلویم امان دهد دل من به قدر فرصت گل با تو صحبتی دارد بهشت با همه سر سبزی و طراوت و حسن به پیش کرب و بلایت چه قیمتی دارد به یاد داغ تو هر لاله ای که می روید به وسعت دل صحرا مصیبتی دارد...
-
خاک مسیح
11 فروردین 1390 15:30
پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟ این سرزمین غمزده در چشمم آشناست این خاک بوی تشنگی و گریه می دهد گفتند:«غاضریه» و گفتند:«نینوا»ست دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست توفان وزید از وسط دشت، ناگهان افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست یحیای اهل بیت در آن روشنای خون بر روی نیزه دید سر از...
-
الا خورشید عالمتاب ،ارباب
11 فروردین 1390 15:28
الا خورشید عالمتاب ،ارباب قرار هر دل بیتاب، ارباب نه تنها من که دیدم آفرینش تو را میخواندت ارباب، ارباب به هر ابری که افتد چشم مستت از او بارد شراب ناب، ارباب تو آن بودی که هر شب در بر تو گدایی میکند مهتاب ،ارباب من آن در را که غیر از او دری نیست کنم با قلب دقالباب، ارباب بیاد چشم تو بیمارم امشب طبیبا بر سرم...
-
زمزمه غریب مادر حسین
11 فروردین 1390 15:27
باز دلم نغمه ماتم گرفت بوی خدا بوی محرم گرفت صدای زنگ قافله می رسد ارض و سما را همه جا غم گرفت قصه کربلای خونین یار جان زهمه عالم وآدم گرفت اعوذُ بالله مِن الکَربلا بر لب پر فیض حسین دم گرفت غصه قلب زینب از هجر یار شیون پیغمبر خاتم گرفت زمزمه غریب مادر حسین بر لب او اشک دمادم گرفت ناله طفلان ز عطش بی گمان صبر وقرار از...
-
جز تو ای داغ غمات بر دل زهرا مانده
11 فروردین 1390 15:25
جز تو ای داغ غمات بر دل زهرا مانده کیست در خانه خود اینهمه تنها مانده ماه در پیش تو حیرانی زانوزدهایست چشم در چشم تو را غرق تماشا مانده نقش سرخ جگرت ریخته بر صفحه طشت یادگاریست که از غربت مولا مانده این چه رازیست که در بارش باران بلا روح سرشار تو آرام و شکیبا مانده آری، ای سید مظلوم بلا ارث تو بود نیمش از توست...
-
من روز ازل دل به تو دلبر دادم
11 فروردین 1390 15:24
من روز ازل دل به تو دلبر دادم حق خواست که در دام غمت افتادم شادی من از فرط غم توست حسین چون سوخته ی غم تو هستم شادم از کودکی ام میان هیئت هایت من آب به دست عاشقانت دادم بهتر زبهشت، روضه های تو بود آموخته این راز به من استادم یک بار که از هیئت تو جا ماندم دیدم که هزار سال عقب افتادم نام همه گر شود فراموش قسم هرگز نرود...
-
روز دهم ز ماه محرم به کربلا
10 فروردین 1390 23:37
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA روز دهم ز ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی هرگز مباد روز چو عاشور در جهان کان روز بود قتل شهیدان کربلا آن تشنگان آل محمد اسیروار بر دشت کربلا به بلا گشته مبتلا اطفال و عورتان پیمبر برهنه تن از پرده رضا همه افتاده بر قضا فرزند مصطفی و جگر گوشه رسول سر بر سنان...
-
قلبم به لطف فاطمه باشد سرای تو
10 فروردین 1390 23:35
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA قلبم به لطف فاطمه باشد سرای تو این خانه را خدای تو داده برای تو پیراهن سیاه تنم را نظاره کن باشد چو رنگ چادر صاحب عزای تو باور نمی کنم که محرم رسیده است این عمر ماست که می گذرد با ولای تو آقا دلم گرفته ببین گریه می کنم از دوری...
-
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
10 فروردین 1390 23:31
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده است در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از...
-
دیده دریای اشک ماتم اوست
10 فروردین 1390 23:29
دیده دریای اشک ماتم اوست دل بهشت مبارک غم اوست هر مه نو که سر زند ز افق گوئیا اوّلین محرّم، اوست قرص خورشید بر فراز سپهر نقطه ای از کتاب ماتم اوست از دو عالم گذشتم و دل من پر زنان گرمِ سیر عالم اوست هر که بی او بهشت میطلبد هر کجا رو کند جهنّم اوست محفل گرم اولیای خداست هر کجا سایه ای زپرچم اوست کشتۀ راه کشته ای گردم...
-
بریز آب روان اَسماء، ولى آهسته آهسته
10 فروردین 1390 23:28
بریز آب روان اَسماء، ولى آهسته آهسته به جسم اطهر زهراء، ولى آهسته آهسته ببین بشکسته پهلویش ، سیه گردیده بازویش به ریز آب روان رویش ، ولى آهسته آهسته بُوَد خون جارى اى اسماء هنوز از سینه زهراء بنالم زین مصیبت ها، ولى آهسته آهسته حسن اى نور چشمانم ،حسین اى راحت جانم بیائید اى عزیزانم ،ولى آهسته آهسته همه خواب و علىّ...
-
برای رسیدن به کربلا
10 فروردین 1390 23:26
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA برای رسیدن به کربلا ، یک مرز بیشتر نیست ، از خود که گذشتی به کربلا رسیده ای ، آن روز که از خود گذشتی مسافر کربلایی، و آن روز که به خود رسیدی ، زائر کربلا ....
-
غریبونه میخونه حیدرازغم های تو
10 فروردین 1390 11:09
غریبونه میخونه حیدرازغم های تو توی دستاش میگیره سردی دستای تو دانلود با نوای حاج محمود کریمی پخش و دانلود
-
بتاب اى مه تو بر کاشانه من
10 فروردین 1390 10:46
بتاب اى مه تو بر کاشانه من که تاریک است امشب خانه من بتاب اى مه که بینم روى نیلى بشویم در دل شب جاى سیلى بتاب اى مه که تا با قلب خسته دهم من غسل ، پهلوى شکسته بتاب اى مه که شُویم من شبانه ز اشک دیده ، جاى تازیانه بتاب اى مه که تا کلثوم و زینب ببیند روى مادر در دل شب بتاب اى مه حسن مادر ندارد حسین من کسى بر سر ندارد...
-
کربلا
10 فروردین 1390 01:36
مرغ دل پر می زند پیوسته سوی کربلا گشته ذکر صبح و شامم گفتگوی کربلا پیشتر از آنکه مادر شیر نوشاند مرا جام اشک و خون گرفتم از سبوی کربلا با وجود نهرجاریّ فرات و علقمه خون ثارالله شد آب وضوی کربلا اشک چشم زینب و خون حسین بن علی گشته تا صبح قیامت آبروی کربلا گه کشد در قتله گه گاهی به سوی علقمه گه برد هوش از سرم نام نکوی...
-
یا حسین
10 فروردین 1390 01:35
عضو عضو پیکرم پیوسته گوید یا حسین تا برات کربلایم را کند امضا حسین هم دلم را برده با خود کنار قتلگاه هم دو چشمم را کند از اشک و خون دریا حسین با همین پرونده ی سنگین و این بار گناه می خرد مارا در این دنیا و آن دنیا حسین از سنین کودکی پوشیده ام رخت سیاه ریختم اشک و زدم بر سینه ، گفتم یاحسین غم مخور گر روز محشر گم شدی در...
-
یا حسین
10 فروردین 1390 01:34
شکر خدا که شد حرمم خیمه ی غمت ماندم برای سینه زدن در محرمت رفتند عده ای و فدای رهت شدند ماندن عده ای که بمانند همدمت ما بی خبر ز درک حضور محرمیم گویا هنوز هم دل ما نیست محرمت من روضه را به روضه ی رضوان نمی دهم باشد جواز هر نفسم نوحه و دمت عشقت مرا برای حسینیه آفرید این سینه ام پر است ز آوای ماتمت جائی به غیر گوشه ی...
-
دل بی قرار نیست ادا در می آوریم
10 فروردین 1390 01:32
دل بی قرار نیست ادا در می آوریم چشم انتظارنیست ادا در می آوریم عمریست درتلاطم دنیا ولذّت است وقف نگار نیست ادا در می آوریم مرغی که هر زمان سر یک بام می پرد دنبال یار نیست ادا در می آوریم قلبی که دل به صحبت سرما سپرده است فکر بهار نیست ادا در می آوریم اصلاً دلی که مست ریا و ربا شود گوشش به کار نیست ادا در می آوریم برلب...
-
اشکی برای گریه به این دیده ها دهید
10 فروردین 1390 01:29
اشکی برای گریه به این دیده ها دهید دستی برای سینه زدن دست ما دهید روزیّ اشک ما بود از روضه ی شما جز روضه رزق گریه ی ما را کجا دهید زنجیر و شال و بیرق و پیراهن سیاه چشم انتظار مانده که اذن عزا دهید اینجا مریض هر چه بخواهید حاضر است هر کس گرفت چشم شما را شفا دهید بانیّ روضه های محرم که گشته اید بانی خیر گشته به ما کربلا...
-
از فراق کربلا
10 فروردین 1390 01:28
از فراق کربلا پیوسته دارم زمزمه ترسم این هجران دهد آخر به عمرم خاتمه دوست دارم تا بگریم در کنار قتلگاه بشنوم در گوشه ی مقتل صدای فاطمه دوست دارم تا شود از گریه چشمم جام اشک با سرشک دیده سقایی کنم در علقمه دوست دارم مرقد شش گوشه گیرم در بغل اشک ریزم بر رخ و باشم دعای گوی همه دیده بستم از همه عالم ، دلم در کربلاست بر...
-
یا علی
9 فروردین 1390 01:41
نظر به بندگان اگر، ز مرحمت خدا کند قسم به ذات کبریا، ز یُمن مرتضى کند خدا چو هست رهنمون ، مگر دگر چرا و چون که او کند هر آنچه را که حکمت ، اقتضا کند ز قدرت یداللّهى ، کسى ندارد آگهى وسیله اش بود علىّ، خدا هر آنچه را کند به جنگ بدر و نهروان ، علىّ است یکّه قهرمان نِگَر که دست حقّ عیان ، قتال اءشقیا کند به روى دوش مصطفى...
-
مولای ما نمونهء دیگر نداشته است
9 فروردین 1390 01:38
مولای ما نمونهء دیگر نداشته است اعجاز خلقت است و برابر نداشته است وقت طواف دور حرم فکر می کنم این خانه بی دلیل ترک برنداشته است دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینه ای برای پیمبر نداشته است سوگند می خورم که نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته است طوری ز چارچوب در قلعه کنده است انگار قلعه هیچ زمان در نداشته...
-
قبله ی من گل سرخی است که نامش زهراست
9 فروردین 1390 01:37
قرن ها می گذرد از شب دفن زهرا شیعه می سوزد از این درد که قبر تو کجاست؟ بیت الاحزان تو را دشمن اگر کرد خراب خانه ی حزن تو از روز ازل در دل ماست از من محرم میقات تو از قبله مپرس قبله ی من گل سرخی است که نامش زهراست