|
افتاد دست راست خدایا زپیکرم |
|
بر دامن حسین رسان دست دیگرم |
|
دست چپم بجاست اگر نیست دست راست |
|
اما هزار حیف که یک دست بى صداست |
|
گر مرا افتاد از تن دست راست |
|
شکر حق دارم که دست چپ بجاست |
|
آن که تن را پى کند در راه دوست |
|
تیغ و زوبین ، نرگس و ریحان اوست |
|
جمله مى دانید حیدرزاده ام |
|
جان خود در راه جانان داده ام |
|
دست من بالاى دست ماسواست |
|
دست سرباز حسین دست خداست |
|
گر نیفتد از بدن در عشق یار |
|
دست بادش در بدن بهر چه کار؟! |
دیگر عناوین این صفحه : عباس یا عباس ابوفاضل یا ابوفاضل ابوالفضل یا ابوالفضل کاشف الکرب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام قمر بنى هاشم باب الحوائج طیار الشهید العبدالصالح السقاء سپهسالار حامى الظعینه المستجار قهرمان علقمى پرچمدار علمدار حسین یل کربلا

|
تا دل شده مبتلاى عشقت |
|
سر باخته ام به پاى عشقت |
|
بیگانه شود زهر دو عالم |
|
آن کس که شد آشناى عشقت |
|
آفاق پر است و گوش ما کر |
|
از همهمه و صداى عشقت |
|
از بام و در و هوا نیوشد |
|
عاشق همه جا نواى عشقت |
|
سر پیش شهان نمى کند خم |
|
هر کس که شود گداى عشقت |
|
بیمار که از دواست بیزار |
|
خوشتر ز دوا بلاى عشقت |
|
سر مى رسدش به عرش آن کو |
|
انداخته سر به پاى عشقت |
|
بیرون نکند وفاى مسکین |
|
یک لحظه ز سر هواى عشقت |
دیگرعناوین این صفحه : مهدی (عج) یامهدی صاحب الزمان شعرمهدوی شعر در رابطه با حضرت مهدی شعر انتظار یوسف زهرا گل نرگس

|
در مسجد دوست بوى جان پیچیده ست |
|
انفاس خوشش به جمکران پیچیده ست |
|
امروز درین محفل روحانى ما |
|
عطر خوش صاحب الزمان پیچیده ست |
|
ما حلقه اگر بر در مقصود زدیم |
|
از بندگى حضرت معبود زدیم |
|
این التفات ما بدوست امروزى نیست |
|
یک عمر دم از مهدى موعود زدیم |
|
دیشب که رقم ز امر خدا مى کردند |
|
دلسوختگان ترا صدا مى کردند |
|
اى کاش که کاتبان قسمت امروز |
|
دیدار ترا قسمت ما مى کردند |
|
من چشم به خورشید و به نورش دارم |
|
در دل قبس از طور ظهورش دارم |
|
صد بار اگر بمیرم و خاک شوم |
|
باز آرزوى درک حضورش دارم |
|
اى دلشده اى که یار مهدى باشى |
|
یک عمر در انتظار مهدى باشى |
|
امروز درین جمع مشو غافل ازو |
|
شاید که تو در کنار مهدى باشى |
|
هر چند ره طلب بسى باریک ست |
|
و ایام فراقش چو شب تاریک ست |
|
خوش باش که از پرتو خورشید امید |
|
پیداست ظهور حضرتش نزدیک ست |
|
از غیب جمال سرمدى پیدا شد آئینه |
|
حسن ایزدى پیدا شد |
|
از گلشن عسکرى و باغ نرگس |
|
یک شاخه گل محمدى پیدا شد |
دیگرعناوین این صفحه : مهدی (عج) یامهدی صاحب الزمان شعرمهدوی شعر در رابطه با حضرت مهدی شعر انتظار یوسف زهرا عشق جمکران گل نرگس

|
عمرم تمام گشت ز هجران روى تو |
|
ترسم شها به خاک برم آرزوى تو |
|
با آن که روى ما تو از دیده شد نهان |
|
عشاق را همیشه بود دیده سوى تو |
|
خورشید چهره ات چو نهان شد ز چشم خلق |
|
شد روزشان سیاه از این غم چو موى تو |
|
دامن پر از ستاره کنم شب ز اشک چشم |
|
چون بنگرم به ماه و کنم یاد روى تو |
|
گردش به باغ بهر تماشاى گل بود |
|
گلهاى باغ را نبود رنگ و بوى تو |
|
هم چون مسیح جان به تن مردگان دمد |
|
گر بگذرد نسیم سحرگه ز کوى تو |
|
تا کى ز هجر روى تو سوزیم همچو شمع |
|
شبها به یاد روى تو و گفتگوى تو |
|
رحمى به حال شاهل از پا فتاده کن |
|
تا کى بهر دیار کند جستجوى تو |
دیگرعناوین این صفحه : مهدی (عج) یامهدی صاحب الزمان شعرمهدوی شعر در رابطه با حضرت مهدی شعر انتظار یوسف زهرا گل نرگس امام زمان منتظر