X
تبلیغات
رایتل

نوای کربلا

شعر و دانلود مداحی و تصاویر مذهبی - نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار حسین ...

وای از محاسن تو و انگشتهای شمر

یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

ذکر بی اختیار لبم یا حسین بود

 

پا تا سر ِ عقیله سرو پا حسین بود

وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود

 

 ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

یعنی من و حسین،حسین و من ِ همیم

 

دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

 

از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

زینب شکست ولی دست از تو برنداشت

 

مانند من کسی به غم و رنج تن نداد

آه که غمی چنین به دلِ پنج تن نداد

 

یادش به خیر بال و پرش میشدم خودم

سایه به سایه همسفرش میشدم خودم

 

یک عمر مادر و پدر میشدم خودم

جایِ همه فدایِ سرش میشدم خودم

 

نام ِ حسین حکم ِ قسم را گرفته بود

یک شب ندیدنش نفسم را گرفته بود

 

حالا فقط به پیرُهنش فکر میکنم

میسوزم و به سوختنش فکر میکنم

 

دارم به دست و پا زدنش فکر میکنم

بسکه به نیزه و دهنش فکر میکنم ...

 

با روضه ی برادرم از هوش میروم

با ضجه هایِ مادرم از هوش میروم

 

وای از محاسن تو و انگشتهای شمر

وای از لب و دهان تو و جای پای شمر...


حامد خاکی

تاریخ ارسال: 23 اردیبهشت 1393 ساعت 12:10 ق.ظ | نویسنده: آواره کربلا | چاپ مطلب 1 نظر